تبلیغات
بندگی - کم گوی و گزیده گوی...
بندگی
اگر لذت ترک لذت بدانی _____ دگر لذت نفس ، لذت نخوانی
دوشنبه 2 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : بنده ی خدا

لقمان حکیم ،پسر را گفت:
امروز طعام مخور و روزه دار، و هرچه بر زبان راندى، بنویس . شبانگاه همه آنچه را که نوشتى، بر من بخوان،آنگاه روزه ات را بگشا و طعام خور.
شبانگاه، پسر هر چه نوشته بود، خواند.
دیروقت شد و طعام نتوانست خورد.
روز دوم نیز چنین شد و پسر هیچ طعام نخورد.

روز سوم باز هر چه گفته بود، نوشت و تا نوشته را بر خواند،آفتاب روز چهارم طلوع کرد و او هیچ طعام نخورد .
روز چهارم، هیچ نگفت . شب، پدر از او خواست که کاغذها بیاورد و نوشته ها بخواند.
پسر گفت:
امروز هیچ نگفته ام تا برخوانم.
لقمان گفت:
پس بیا و از این نان که بر سفره است بخور و بدان که روز قیامت، آنان که کم گفته اند چنان حال خوشى دارند که اکنون تو دارى.




نوع مطلب : متون آموزنده، داستان،
برچسب ها : کم گوی و گزیده گوی، حکایت های لقمان حکیم، حال آنان که کم گفته اند، روز قیامت، حکایت،




درباره وبلاگ

خدا به موسی فرمود :
ای موسی! اگر بندگان گنهکارم میدانستند که چقدر به توبه و بازگشتشان شوق دارم
لحظه ای تاب نمی آوردند و جان از بدن شان خارج می شد.
____________________________
اگر لذت ترک لذت بدانی
دگر لذت نفس ، لذت نخوانی
شهیدمتفکرمرتضی مطهری

مدیر وبلاگ : عبد مسلم
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

purchase vpn

بازی اندروید